نمی گم خطا نکردم من که ادعا نکردم ಥهمه گفتن بی وفایی من که اعتنا نکردم
عازم سفر شدی تو من دلم می خواست بمونیಥواسه موندن تو اما بخدا دعا نکردم
واسه تو کلی نوشتم که یه جوری مبتلا شیಥتقصیر منه که آخر تو رو مبتلا نکردم
توی کوچۀ رفاقت یه سلام جواب ندادم ಥتو دلم تویی اون و با کسی آشنا نکردم
می دونم دوسم نداری حتی قد یه قناری ಥاما عاشقم هنوزم بدون اشتباه نکردم

- :: - - :: - -:: -
شبی در دفتر زیبای قلبم * گلی از جنس نیلوفر کشیدم
کمی آن سوترازچشمان نرگس * شقایق با دو چشم تر کشیدم
میان باغ چشمانم در آن شب * پرستو با نگاهم راز می گفت
در آغوش گلی خوشبو قناری * غزل از حافظ شیراز می گفت
کنار دستهای خالی بید * نگاهم بر گل روی تو افتاد
دلم با دیدن گلهای نرگس * به یاد چشم و ابروی تو افتاد
تو آن شب ماه من بودی شقایق * که تابیدی به روی بستر من
من آن پروانۀ بی آشیانم * که آخر نیست جز خاکستر من
چراغ آسمان آن شب تو بودی * تو ای زیباترین رنگین کمانم
درخشیدی به شام تار قلبم * که در ظلمت سرای غم نمانم
نمی دانم کجا بودی در آن شب * که من اینگونه بر یاد تو بودم
تو شیرین تر ز شیرین زمانه * و من یک ذره فرهاد تو بودم

- ::- - :: - - :: -
درد دوري ؟
يا درد بي دردي ؟
در كدامين نقطه ي نا آشنا
گم خواهم شد
در كجاي شانه هاي شرم اين تقدير خود خواسته
در سراي سرد بي صبر كدامين ساقه ي خشكيده
در بطن كدامين ريشه و تيشه
بگو !
اي آنكه از درد نگاهت درد ها
آنگونه بي رحمند
بگو !
اي آنكه از بي حسي خورشيد مي نالي
اي تمام حس تو خالي
اي هميشه سبز ، اي آبي !
در بي دردي ؟
آشنايم كن
اگر دردي چنين آواره از دنياي من در من
چگونه ؟ با چه ترفندي
درد دوري ؟
غمي در من گره خورده
غمي بي حس و بي ترديد
نمي دانم
چه درد سخت بي دردي !
چه دوري !
چه غمگينيِ تلخِ آشنايي دور
و يا درد همين چند لحظه ي ناجور
درد من از آن من نيست
درد من در لحظه ي آن روز ابري نيست
درد من دردي غريب است
هر چه باشد
درد دوري
يا كه نه
درد بي دردي

* * * *
نام تو را آورده ام دارم عبادت می کنم
گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت می کنم
دستت بر دست دیگری از این گذشته کار من
اما نمی دانم چرا دارم حسادت می کنم
گفتی دلم را بعد از این دست کسی دیگر دهم
شاید تو با خود گفته ای دارم اطاعت می کنم
رفتم کنار پنجره دیدم تو را با ... بگذریم
چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت می کنم
من عاشق چشم توأم تو مبتلای دیگری
دارم به تقدیر خودم چندیست عادت می کنم
تو التماس می کنی جوری فراموشت کنم
با التماس اما تو را به خانه دعوت می کنم
گفتی محبت کن برو ... باشه خداحافظ ولی رفتم که تو باور کنی دارم محبت می کنم

ميرم تا تو اروم چشمات شبها بسته شه
ديواره اتاقت از عكسم خسته شه
ميرم تا بارون تورو ياده من نندازه
ميرم يه جاي تازه
ميرم با چشماي خيس و قلبي بيگناه
ميرم حتي نميندازي به من يك نگاه
هرجا ميرم اما بازم يادت مي افتم
اينو به همه گفتم
ميرم جاي من اينجا نيست
كاش ميديدي اينجا من چه تنهام
وقتي نباشي بهم ميريزه دنيام
اينجا كسي نيست با چشماي نازو روشن
بي تو چه غريبم من
از هر جا رد ميشم مياد عكست روبروم
سوخته تو اتيش عشقت شهر آرزوم
دارم آروم آروم مرگو به جون ميخرم
ديدي چي اومد سرم
ميرم جاي من اينجا نيست
تو می ری با یکی دیگه که قدر تو رو نمی دونه
که رویات رو نمی فهمه، نگاهت رو نمی خونه
به تو عادت کنه شاید، یا شاید عاشقت باشه
ولی قلبش می تونه رو کسی غیر از تو هم باشه
تو رو اصلا نمی شناسه
براش فرقی نداری تو
جواب عشق رو چی می دی
جواب آرزوهات رو
جواب اون که بعد من، می خواد عاشق بشه با تو
تو می ری با یکی دیگه، که از چشات نمی ترسه
نمی دونه که این یعنی شروع مرگ ما هر سه
تو رو اصلا نمی شناسه
براش فرقی نداری تو
خدا ما رو برای هم نمی خواست
فقط می خواست هم رو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه ی ما، مال ما نیست
فقط خواست نیمه مون رو دیده باشیم
تموم لحظه های این تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی خواست
خودت دیدی دعامون بی اثر بود
چه سخته مال هم باشیم و بی هم
می بینم می ری و می بینی می رم
تو وقتی هستی اما دوری از من
نه می شه زنده باشم، نه بمیرم
نمی گم دلخور از تقدیرم اما
تو می دونی چقدر دلگیره این عشق
فقط چون دیر باید می رسیدیم
داره رو دست ما می میره این عشق
تموم لحظه های این تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی خواست
خودت دیدی دعامون بی اثر بود
وقتي من كنارتم
ميدوني هميشه يارتم
واسه چي ميسوزوني اين دل غمگينو خستهء منو
بخدا سخته بدوني
يه روزي تنها ميموني
آخه نميتونم تحمل كنم دوري و نبودن تورو
قصهامو از اين به بعد واسه كي بخونم
ميدونم تا ابد تك و تنها ميمونم
ميميرم اگه باز تورو نبينم
ميدونم براي تو ديگه نميمونم
اين قلب من بدونه تو تنهاست و هميشه واسه تو ميسوزه
اين تنهايي بدونه تو سخته
قصه ديروزو امروزه
می خواستم بهت بگم چقدر پریشونم
دیدم خودخواهیه، دیدم نمی تونم
تحمل می کنم بی تو به هر سختی
به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی
به شرطی بشنوم دنیات آرومه
که دوسش داری، از چشم هات معلومه
یکی اون جاست شبیه من، یک دیوونه
که بیش تر از خودم، قدر تو رو می دونه
چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم
تو می خندی، چه شیرینه گذشتن
تازه می فهمم، تازه می فهمم
تو رو می خوام، تموم زندگیم اینه
دارم می رم، ته دیوونگیم اینه
نمی رسه به تو حتی صدای من
تو خوشبختی، همین بسه برای من



