!... یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم
عشق یعنی تو ملامت کن مرا / عشق یعنی می ستایم من تورا / عشق یعنی درپی تو در به در /عشق یعنی یک بیابان دردسر /عشق یعنی باتو آغاز سفر عشق یعنی قلبی آماج خطر / عشق یعنی بگذری از آرزو / عشق یعنی کلبه های آرزو / عشق یعنی باتو گشتن هم کلام / عشق یعنی انتظار یک سلام.
سلام به همه دوستان خوبم تنهاترین تنها دوباره برگشت از همه دوسان گلم باسه خاطر اینکه این مدت با کامنت هاشون یادی ازم کردن ممنونم بچه ها می خوام اسم وبلاگم روو عوض کنم آخه دیگه از تنهایی در اومدم و این اسم باسه من دیگه ضایس ممنونم میشم اگه کمکم کنین و اسم های قشنگی که مد نظرتون هست رو کامنت بزارین باسم تا زودتر اسم وبلاگ روو عوض کنم. چند لحظه از زندگی..........چند لحظه بیقراری و بعد ............ چشام رو می بندم تا شاید بتونم نم چشم هامو از دلم پنهون کنم! یکی زنگ زده بود. وقتی گفتم کیه ؟ گفت دوست دارم !! شک کردم در رو براش باز کنم یا نه ..... آخه توی خونه , دلم بود. خیلی واسم ارزش داره . همش نگرانشم که مبادا ...... گفتم : غریبه چی کارم داری؟ کی هستی؟ شروع کرد برام گفتن از لالایی هر شب که برای دلم می خونم .... تعجب کرئم صدای من رو می شنیده. فکر کردم پس حتماً چند شبی گوش وایستاده ! پس حتما می خواد اینجا بمونه ! هنوز پشت در بودم. صداش نزدیکتر شده بود حس کردم غریبه می خواد آشنای همیشگی بشه. لای در رو آروم باز کردم هیچی نبود هیچ کی نبود حتی نموند که بگه اشتباه شده که زنگ رو اشتباه زده فقط یه صدا از دور فریاد زد: زیاد سخت میگیری........... صدای باد بود .. صدای همون غریبه بود.. دلم می گه : کی بود؟ چی میگفت ؟ گفتم : هیچ کی ، صدای باد بود ! تو که می دونی صدای باد خیلی تو این خونه می پیچه. مشکوک به اشکام نگاه می کنه!! می گم : خب چیه اشکام زود می یاد دیگه ! کنارم می شینه می گه : تو که می دونی با گریه کردنت مشکل ندارم ! ولی هوای بارونی هوای همیشگی من ، یعنی دلت نشه ها !! گفته باشم. یه لبخند کج می زنم ! می گه : لبخند کجت هم قشنگه ! خنده ام می گیره ..... می گم : من باید مرتقب تو باشم. حالا تو مراقب منی ؟؟ می گه : مگه باهم دوست نیستیم؟ می گم: اوهو اوهو ... هستیم هستیم. به خاطر تو بازم قوی می مونم... مگه اصلا غیر از این از من انتظار دای؟! نباید از غریبه ها هم دلگیر باشم. شاید خونه آروم و قرارش این جا نبود.... می گه : اگه دلخوری از اون ، این جا بمونه جای زندگی من تنگ می شه ها !! تو که نمی خوای دوباره با هو دعوا کنیم ! می گم : دیونه! تو دل منی . نمی ذارم اذیت بشی ...باید همیشه رها از فکرهای مردم آزار باشی ... باید همیشه رها و آروم بمونی ...آهای غریبه دنیا اون قدر ها هم سخت نیست لحظه های بی قرار تموم می شن و بعد دوباره زندگی ... دوباره امید .... تقدیمی.... عصر شنبه با تو. یه لیوان کوچیک موسِ شکلات. باز هم مثل همیشه صبر کردی تا اولین قاشق رو من بخورم. تویی که همیشه با دلم صبوری میکنی، با خودم هم، دوستت دارم من صبوری بلد نیستم، فقط گل کاشتن بلدم. ظرف کوچیک موسِ شکلات رو آوردم خونه و توش گل کاشتم. با نوک انگشتهایم آبش خواهم داد، مراقبتش خواهم کرد. عصرِهای با تو بودن رو باید مثل شاخههای ترد حُسن یوسف تکثیر کرد. کنار هر قطره ی اشکم هزار خاطره دفنه بیا ای ناجی قلبم بی تو قلب من شکسته ಔ ಔ ಔ ಔ ಔ ಔ ಔ ಔ ಔ ಔ به تو عادت کرده بودم * * * * * ای کاش با تو می موندم چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید



این قدر خاطره داری که گویی فدر یک قرنه
گلوم میسوزه از عشقت عشقی که مثه زهره
ولی بی عشق تو هر دم خنده با لبهای من قهره
درستـه با منی امـــــا، به این بودن نیازارم
تــوكه حتــی باچشماتم نمیگی، آه دوست دارم
اگرگفتی دوست دارم، فقط بازی لبهات بود
وگـرنه رنگ خـودخواهی نشسته تـوی چشمات بود
هرچی عشقه توی دنیا من میخواستم مال ما شه
امـاتـوهیـچ وقت نـذاشتی بیـن مون غصــه نباشه
فكرمیكردم بایه بــوسه باتو هم خونه می مونم
نمیــدونستم نمیشـه، آخــــه بــی تــونمی تونم
گلـه میكنم من ازتو، ازتوكه این همه بـی رحمی
هزاربارمردم ازعشقت،توكه هیچ وقت نمی فهمی
چشام همـزاد اشك وخون، دلم همسایه ی آهه
زمونه گــرگ وعشــق تــو شبیه مكــــر روباهه
شـدم چوپان سـاده لـوح كنارگله ی احسـاس
چه رسمی داره این گلـه،سر چنگال گرگ دعواست
تو این قدر خواستنی هستی كه این گله نمی فهمه
اگـه لبخند بــه لب داری، دلت ازسنگ و بـی رحمه
ببخش خوبم اگه این عشق حیله ی تورو رو كرد
نفــــرین به دل ساده،كه به چنگال توخــون كرد
این همون دل شکسته ست که به انتظار نشسته
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم ، بی تو من تنها ترینم
عاشقم عاشق ترینم بگو که اینو می دونم
حالا که از عشقت دیوونم بگو که با تو می مونم
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم ، بی تو من تنها ترینم
می خواهم از دست تو گهواره بسازم
سر بذارم روی دستات به سعادتم بنازم
می خواهم اون چشمای دریایی ت آیینه کنم
با نگاه توی چشمات دردم و تازه کنم
تو که نیستی دنیا تاریکه برای دل خستم
بی تو من تنهای تنها دل به خلوت تو بستم
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم ، بی تو من تنها ترینم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو 
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
ಔعشق من تو در چه حاليಔ

ای کاش از تو می خوندم
ای کاش لحظه هام بوی تو رو داشت
ای کاش ای کاش ...
عشقت عشق دنیامه عشقت شوقه فردامه
ای کاش غم توی قلبم نمی ذاشتم ای کاش
ای وای قلبم بی تابه
ای وای چشمام بی خوابه
کاش با من بودی هرشب هرجا مهتاب مهتابه
چشمات چشمه نورن چشمات مست و مغرورن
برگرد بی تو گریونم
برگرد با تو می مونم
برگرد ای کاش اون نگات تنهام نمی ذاشت
ای کاش ای کاش ...
و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و
به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی ، حس کنی هنوزم دوسش داری
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش
همه وجودت له شده....
چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی
اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی....
چه قدر سخته وقتی
پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی
تا نفهمه هنوزم دوسش داری.......
چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی
و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب
بگی : گل من باغچه نو مبارک
نوشته شده در سه شنبه 1390/06/15ساعت
1:41 بعد از ظهر توسط مـحـیــــا| |
نوشته شده در جمعه 1390/05/07ساعت
10:31 قبل از ظهر توسط مـحـیــــا| |
نوشته شده در یکشنبه 1389/08/02ساعت
8:27 قبل از ظهر توسط مـحـیــــا| |
نوشته شده در چهارشنبه 1389/07/07ساعت
8:14 قبل از ظهر توسط مـحـیــــا| |
عصر باتو بودن
نوشته شده در دوشنبه 1389/07/05ساعت
12:44 بعد از ظهر توسط مـحـیــــا| |
نوشته شده در یکشنبه 1389/06/07ساعت
1:22 بعد از ظهر توسط مـحـیــــا| |
نوشته شده در چهارشنبه 1389/04/23ساعت
8:6 قبل از ظهر توسط مـحـیــــا| |
نوشته شده در سه شنبه 1389/04/22ساعت
8:51 قبل از ظهر توسط مـحـیــــا| |
نوشته شده در پنجشنبه 1389/03/13ساعت
11:37 قبل از ظهر توسط مـحـیــــا| |
نوشته شده در چهارشنبه 1389/02/01ساعت
5:16 بعد از ظهر توسط مـحـیــــا| |
